به گزارش شهرآرانیوز، نام دونالد ترامپ و آمریکا در رسانههای دنیا نه به عنوان پیروز میدان نبرد، بلکه به عنوان اسیرِ جنگِ خودساخته مطرح میشود. درحالی که آنها گمان میکردند ایران «ونزوئلایِ دیگری» است در این جنگ دوماهه ضربههای هولناکی خوردند که درسی تاریخی برای آنها بود. از تمدیدهای مکرر آتشبسِ نامحدود تا تهدید تازه ۳ روزه برای انفجار خطوط لوله نفت، از ناامیدی عمیق در ناتو تا شکستهای پیدرپی در محاصره دریایی، همه و همه حکایت از بنبستی دارد که «گروگانِ هرمز» را به محاق برده است.
ترامپ در تازهترین اظهارات خود، چین را به کمکِ «نه چندان زیاد» به ایران متهم کرد، در حالی که اعتراف میکرد: «ما هم به دیگران کمک میکنیم.» این سخنان در حالی بیان میشود که او از ناتو به خاطر عدم همراهی در جنگ علیه ایران به شدت ناامید است. اما شاید تناقضآمیزترین بخش ماجرا، ماجرای تیراندازی در ضیافت خبرنگاران کاخ سفید باشد. کول آلن، ضارب ادعایی، دقایقی پیش از حمله نوشت: «دیگر حاضر نیستم اجازه دهم یک کودکآزار، متجاوز و خائن، دستان مرا به جنایتهای خود آلوده کند.» در حالی که نیروهای امنیتی در هتل هیلتون واشنگتن تدابیر بیسابقهای اتخاذ کرده بودند، کارشناسانی، چون نیشانت باردواج معتقدند ورود یک فرد ناشناس به چنین مکانی با لایههای امنیتی ویژه «غیرممکن» است و این حادثه میتواند یک «عملیات پرچم دروغین» برای تغییر روایت رسانهای در آستانه انتخابات میاندورهای باشد. فاکس نیوز نیز صدای خبرنگار خود را هنگام اشاره به «صحنهسازی» قطع کرد.
علی هاشم، خبرنگار الجزیره، موضع ایران را اینگونه روایت میکند: «تهران اعلام کرده در حال حاضر درباره برنامه هستهای یا تنگه هرمز مذاکره نخواهد کرد و هر گفتگویی باید بر پایان جنگ متمرکز باشد.» محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، با طعنه به «کارتهای بازی» طرفین، فهرستی ارائه داد که نشان میدهد ایران هنوز کارتهای زیادی در چنته دارد: تنگه بابالمندب و خطوط لوله نفت «هنوز بازی نشدهاند»، در حالی که آمریکا ذخایر استراتژیک خود را تزریق کرده و تنها «منتظر افزایش قیمتها» نشسته است. این در حالی است که ایران به ازای هر چاه نفت آسیبدیده، تهدید به بمباران چهار چاه منطقه کرده است.
میانجیگری پاکستان نیز با شکست مواجه شد؛ ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس، اسلامآباد را فاقد «اعتبار لازم» دانست چرا که «همیشه منافع ترامپ را در نظر میگیرد.» در مقابل، شرکتهای بیمهگر انگلیسی مانند «مارش» شرط جدیدی گذاشتهاند: «مالکان کشتی باید برای عبور از هرمز با مقامات ایرانی هماهنگ کنند.» وندی شرمن، قائممقام وزیر خارجه سابق آمریکا، اعتراف میکند واشنگتن در «بنبست نظامی» گرفتار است و نیازمند «دیپلماسی سرسختانه» است، نه اولتیماتومهای ۲۰ ساعته.
مارک اسلبودا، تحلیلگر نظامی، واقعیت تلخی را فاش میکند: آمریکا فقط ۱۶ کشتی دارد و نمیتواند دهها نفتکش ایرانی را دنبال کند. در همین حال، ۴.۶ میلیون بشکه نفت خام در پایانههای ایرانی بارگیری و از محاصره عبور کرد. دیلن مورتیمر از شرکت بیمه مارش تأیید میکند که بیمهگران الزام «تماس با ایران» را اضافه کردهاند؛ نشانهای آشکار از این که کنترل عملیات به دست تهران افتاده است. فارن پالیسی در تحلیلی تکاندهنده، مقایسهای با ویتنام میکند: «حالا ایران است که دستور میدهد.» همانگونه که هو شی مین در دهه ۱۹۶۰ گفت «شما میتوانید از هر یک از مردان ما ده نفر بکشید، اما شما بازنده خواهید بود»، اکنون ایران با استراتژی فرسایشی، ترامپ را وادار به تمدیدهای مکرر آتشبس کرده است. ایوو دالدر، سفیر پیشین آمریکا در ناتو، این را «شکلی از تسلیم» مینامد.
پیامدهای اقتصادی این جنگ، آمریکا را در برابر جهان قرار داده است. ۷۷ درصد آمریکاییها ترامپ را مسئول گرانی بنزین میدانند. آژانس بینالمللی انرژی هشدار میدهد که بحران خاورمیانه جهان را تا ۲۰۳۰ از ۱۵ درصد عرضه گاز طبیعی محروم کرده است. در فرانسه، توتالانرژی از افت ۱۵ درصدی تولید خبر میدهد و مکرون «ابهام ژئوپلیتیک» را رد نمیکند. در آسیا، محصولات کشاورزی در حال فسادند و مدارس تعطیل شدهاند. رویترز گزارش میدهد فروش خودروهای برقی در اروپا به دلیل گرانی بنزین شدیداً افزایش یافته است.
نشریه «نیو رپابلیک» فاش میکند که وزارت خارجه آمریکا رسماً اعتراف کرده اسرائیل، آمریکا را به جنگ کشانده، در حالی که ترامپ در تروث سوشال انکار میکند. اما گزارشهای نیویورک تایمز نشان میدهد نشست ۱۱ فوریه با نتانیاهو در اتاق فرماندهی کاخ سفید، جایی که فرماندهان آمریکایی طرح اسرائیل را «باورنکردنی» مینامیدند، نقطه آغازین این فاجعه بود. حال نفتالی بنت، نخستوزیر سابق، اعلام میکند «زمان کنار گذاشتن نتانیاهو فرا رسیده است.» در داخل تحولات آمریکا، دیلی بیست از سقوط محبوبیت ترامپ به «پایینترین سطح تاریخ» خبر میدهد. مجله نیشن مینویسد ترامپ و وزیر دفاعش «در حال پیروزی بر ارتش خودشان هستند» با برکناری ژنرالها و ایجاد «بیثباتی» در پنتاگون. کریس کریستی، فرماندار سابق نیوجرسی، میگوید: «ترامپ چکرز بازی میکند، نه شطرنج. او فکر میکرد این مثل ونزوئلا خواهد شد. ایران ونزوئلا نیست.»
دنیل دیویس، سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا، فهرست تلخی ارائه میدهد: ۱۳ کشته، بیش از ۴۰۰ زخمی، دهها هواپیمای منهدم، میلیاردها دلار رادار نابود شده و از دست دادن کنترل تنگه هرمز. او هشدار میدهد این جنگ «حتی از فاجعه ۲۰۰۳ عراق هم بدتر» است. نیویورک تایمز در تمثیلی زیبا، ترامپ را با «باجخونآشام کوچولو» مقایسه میکند: کسی که فکر میکرد با ربودن پسر ثروتمند (ایران) پولی به دست میآورد، اما حالا باید پول بدهد تا گروگان را پس بگیرد. همانگونه که خاویر بلاس از بلومبرگ مینویسد: «ترامپ تصور میکند ظرفیت ذخیرهسازی نفت ایران سه روز دیگر تمام میشود، اما تهران زمان بیشتری دارد. راستش را بخواهید، من اصلاً نمیدانم او از چه چیزی حرف میزند.» حالا که تنگه هرمز به اهرمی اقتصادی برای ایران تبدیل شده و بیمهگران شرط «تماس و هماهنگی با تهران» را به شروط خود اضافه کردند، واضح است که «گروگان» واقعی این جنگ، آن کسانی نیستند که در تنگه ماندهاند، بلکه کسی است که در کاخ سفید، بازندهای را به «بازندهترین» تاریخ تبدیل میکند.